وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری
دانشگاه کاشان
واحدتحصیلات تکمیلی
درس: حقوق تجارت
موضوع تحقیق:
بررسی ماهیت ضمانت در حقوق ایران(مقایسه تحلیلی در حقوق تجارت و حقوق مدنی)
محمد مؤمنی
دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی
استاد راهنما:
دکتر عباسعلی دارویی
سال تحصیلی 1386-1385
فهرست:
کلید واژه......................................................................................2
طرح بحث....................................................................................2
خلاصه بحث.................................................................................3
تعریف لغوی ضمان........................................................................5
معنای اصطلاحی............................................................................5
مفاهیم ضمان در حقوق تطبیقی.......................................................5
ماهیت ضمانت در حقوق مدنی........................................................6
ماهیت ضمانت در حقوق تجارت.....................................................7
اوصاف عقد ضمان.........................................................................8
رابطه ضمان در حقوق مدنی و حقوق تجارت...................................8
نظریه نقل ذمه به ذمه..................................................................10
نظریه ضم ذمه به ذمه..................................................................11
بررسی ضمان در اسناد تجاری....................................................14
ضمانت اسناد تجاری در حقوق تطبیقی........................................15
پی نوشت ها..............................................................................16
کلید واژه:
ضمان- نقل ذمه به ذمه- ضم ذمه به ذمه- مضمون عنه- ضامن- مضمون له- مسؤولیت تضامنی- ضمان طولی- ضمان عرضی
طرح بحث:
در جامعه کنونی با توجه به پیچیدگی های روابط معاملاتی مخصوصاً در سطح بین المللی، طلبکاران برای حفظ طلب خود در مقابل خطرات لا وصول ماندن آن، از اخذ هیچ گونه ضمانتی(اعم از شخصی مثل عقد ضمان یا عینی مثل رهن)دریغ نمی ورزند. نکته ای که باید توجه کرد این است که غالباً وجود همین ضمانت ها به طرفین جرأت معاملات کلان می دهد و باعث رونق اقتصادی و توسعه امور بازرگانی می گردد.
یکی از مسائلی که همواره مورد اختلاف فقها و حقوقدانان بوده و هست مسئله ماهیت عقد ضمان می باشد. تعیین نوع ضمان، بر حسب اینکه ضمان مبنی بر نقل ذمه به ذمه باشد یا ضم ذمه به ذمه، روابط فی مابین را متفاوت خواهد ساخت. بر همین اساس، تعیین نوع ضمان از اهمیت قابل توجهی در روابط تجاری برخوردار بوده است.
در این تحقیق سعی شده است نظرات مختلف پیرامون ماهیت عقد ضمان مورد بررسی قرار گیرد.
خلاصه بحث:
در خصوص ماهیت عقد ضمان، عده ای معتقدند که ماهیت و ذات عقد اقتضای نقل ذمه به ذمه را دارد . بر عکس عده ای بر این عقیده اند که مقتضای عقد ضمان، ضم ذمه به ذمه است نه نقل ذمه به ذمه.
اما آنچه از مجموع بررسی ها به دست می آید این است که ماهیت و ذات عقد نه اقتضای نقل ذمه به ذمه را دارد و نه مقتضی ضم ذمه به ذمه است بلکه تابع قصد مشترک طرفین است.
بی شک هر گاه عقد ضمان به طور مطلق منعقد گردد و هیچ قیدی نباشد، در حقوق ما اطلاق نشانگر نقل ذمه به ذمه است؛ اما این انتقال دین مقتضای ذات عقد نیست. بنابر این طرفین می توانند در خود قرارداد خصوصی شرط کنند که مضمون له جهت وصول دین خود بدواً به مضمون عنه مراجعه کند و اگر طلب او پرداخت نشد به ضامن رجوع کند.(ضمان طولی) یا اینکه شرط کنند ضامن و مضمون عنه در کنار هم متضامناً مسؤول پرداخت دین به مضمون له گردند؛ به گونه ای که مضمون له بتواند برای تمام یا بخشی از طلب به هر کدام که می خواهد رجوع کند(ضمان عرضی) و چنین قراردادهایی را می توان با توجه به مواد 10،69،723 مدنی و 402و403 تجارت نافذ و دارای آثار حقوقی دانست.
و اگر جز این باشد چه بسا افراد حاضر به ضمانت از اشخاص نخواهند شد و البته قانونگذار با اتخاذ روش های تصنعی در وضع قوانین مذکور خواسته است سرپوشی به نقص مواد مزبور گزارده، نتیجه ضم ذمه به ذمه را اخذ نماید. چنانکه قانونگذار ذیل ماده 699 تعلیق در التزام به تأدیه و نیز ماده 723 که التزام به تأدیه را که در ضمن عقد لازمی شرط شده پذیرفته است. نتیجه اینکه قانونگذار با این روش راه را برای مردم باز گذارده تا بتوانند به راحتی به نتایج ضم ذمه به ذمه دست یابند، اما باید توجه داشت که وجود ماده 10قانون مدنی، خود راهنما و بهترین وسیله جهت رسیدن به این نتیجه بود و هیچ نیازی به توسل به این روش نبوده است چرا که مقررات مربوط به ضمان از قاعده امری و مربوط به نظم عمومی نیست تا نتوان بر خلاف آن شرط کرد و چنین شرطی بر خلاف ذات عقد هم نمی باشد تا معتقد به بطلان آن گردید و شاید به خاطر وجود همین نقیصه ها بوده که مقنن در قانون تجارت(مواد402و403) و قانون آیین دادرسی مدنی(ماده 251 )به ضم ذمه گرایش پیدا کرده است. در ماده402 تجارت اشاره به ضم ذمه به ذمه طولی و در ماده403 به ضم ذمه به ذمه عرضی یا ضمان تضامنی نموده است.[i]
تعریف لغوی ضمان)مفاهیم ضمان در حقوق ایران)
ضمان در لغت عرب به معنی در برگرفتن، در چیزی جای دادن،کفیل شدن، غرامت یا تاوان چیزی را بر عهده گرفتن می باشد[ii]و در فرهنگ های فارسی به معنی قبول کردن، پذیرفتن ، بر عهده گرفتن وام دیگری، ملتزم شدن به اینکه هر گاه کسی تعهد خود را وفا نکرد از عهده خسارت بر آید .[iii]
و در اصطلاح فقها به معنی «تعهد» و «بر عهده گرفتن» است.[iv]
معنای اصطلاحی:
معنای اصطلاحی نیز به معنای لغوی نزدیک است. ماده 684 مدنی اعلام می دارد: عقد ضمان عبارت است از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده بگیرد.
ماده 402 قانون تجارت بیان می دارد: ضامن وقتی حق دارد از مضمون له تقاضا کند که بدواً به مدیون اصلی رجوع کرده و در صورت عدم وصول طلب به او رجوع نماید که بین طرفین (خواه ضمن قرارداد مخصوص خواه در خود ضمانت نامه ) این ترتیب مقرر شده باشد.
و ماده 403: در کلیه مواردی که به موجب قوانین یا موافق قراردادهای خصوصی ضمانت تضامنی باشد طلبکار می تواند به ضامن و مدیون اصلی مجتمعاً رجوع کرده یا پس از رجوع به یکی از آنها و عدم وصول طلب خود برای تمام یا بقیه طلب به دیگری رجوع نماید.
مفاهیم ضمان در حقوق تطبیقی:
در انگلیس نیز ضمان را یک نوع تعهد تبعی دانسته و گفته اند:« تضمین به تعهدی اطلاق می شود که تعهدی تبعی یا وثیقه برای دین تخلف یا عدم موفقیت شخصی دیگرباشد »و در بخش 4 قانون کلاهبرداری ها مصوب 1677 با عبارت زیر آمده که «در هیچ دعوایی نمی توان خوانده را نسبت به بدهی ، تخلف یا عدم موفقیت شخص دیگر ملزم ساخت و او را مسؤول تعهدات آن شخص دانست مگر آنکه قراردادی ارائه گردد که به موجب آن خوانده دعوای مذکور ، خود را در قبال مسؤولیت های آن شخص ، متعهد ساخته باشد .»[vi] در فرانسه ساده ترین شکل تعهد ضمانت مربوط به حقوق مدنی است . بانک به عنوان شخص ثالث(ضامن) پرداخت دین یکی از مشتریان را متعهد می شود. این تضمین به بستانکار، بدهکار دومی اعطا می کند که بسیار مطمئن تر از بدهکار اول است. این به طور طبیعی یک ضمانت مشترک است حتی بدون قرار داد مخصوص؛ زیرا مسؤولیت تضامنی در تعهدات تجاری در نظر گرفته می شود.[vii]
ماهیت ضمانت در حقوق مدنی:
عده ای چون قانونگذاران قانون مدنی ایران به تبعیت از فقه امامیه بر این عقیده اند که با ضمانت ضامن ، مدیون در برابر طلبکار بری می شود و ضامن به جای او مدیون می گردد.[viii]
اما مشهور در فقه عامه و نیز حقوق فرانسه و سایر کشور های اروپایی از ضمانت نتیجه دیگری با این مضمون می گیرند: ضمانت ضامن صرفاً وثیقه ای در برابر دین مدیون است چرا که هدف طلبکار هم همین بوده که در برابر اعسار مدیون بی پناه نماند. از سوی دیگر ضامن نیز نمی خواهد که خود به طور مستقیم مدیون شود و بدهکار رها شود. مفاد عرفی ضمان نیز و تمایل ضامن بر این است که وثیقه دین قرار گیرد و رابطه حقوقی اصلی از بین نرود. البته این دسته خود به دو گروه تقسیم می شوند:
اما نتیجه ای که از نظرات سایر دکترین در حقوق مدنی برداشت می شود این است که در این که ضمانت به سقوط دین مدیون و انتقال آن به ذمه ضامن انجامد یا موجب شود که ضامن و مدیون اصلی، به ترتیب یا در کنار هم مسؤول پرداخت دین شوند، ذات عقد هیچ اقتضای خاصی ندارد و تابع قصد مشترک طرفین است. بی گمان هرگاه ضمان بدون هیچ قیدی واقع شود باعث برائت مدیون اصلی و انتقال دین به ذمه ضامن خواهد شد و نمی توان ادعا کرد که انتقال دین جنبه استثنایی دارد و به طور معمول ذمه ضامن وثیقه دین قرار می گیرد. به بیان دیگر ضمانت مطلق در حقوق ما موجب بری شدن مدیون و ایجاد التزام برای ضامن در پرداخت دین او است. ولی شرایط خصوصی قرارداد یا قانون خاصی ممکن است این اثر را تغییر دهد و به صورت وثیقه دین درآورد.[x]
ماهیت ضمانت در حقوق تجارت:
قانون تجارت، آزادی قراردادها را در چگونگی آثار عقد ضمان می پذیرد. طرفین می توانند ضمان را بر مبنای انتقال دین یا تضامن یا وثیقه دین منعقد سازند و در هر حال آثار عقد تابع اراده آنها است.
طبق ماده 402 مذکور اصل تضامن بین مدیون و ضامن است و از لحن مجموع مواد 402 و 403 به خوبی بر می آید که به دشواری می توان احکام آن را ویژه اعمال تجاری دانست ، مگر آنکه ثابت شود مانع قانونی یا عقلی برای مسؤولیت مشترک ضامن و مدیون وجود دارد.[xi] نظیر ماده 687 که مقرر می دارد: ضامن شدن از محجور و میت صحیح است. اگر فرض کنیم که میت هیچ ماترکی ندارد در اینجا ضمانت از دین او را نمی توان به صورت تضامنی فرض کرد.(مانع عقلی)
اوصاف عقد ضمان(ضمانت در حقوق تجارت):
1- ضمان عقد عهدی است و رکن اصلی آن را تعهد ضامن به پرداخت دین مضمون عنه تشکیل می دهد.(ماده403)
2- ضمان عقد رضایی است و توافق ضامن و طلبکار باعث می شود ضامن و مدیون متضامناً در برابر طلبکار مسؤول پرداخت دین یا اجرای تعهد قرار گیرند.(ماده403)
3- عقد ضمان تبعی است و مبنای آن دین مضمون عنه به طلبکار است.
4- ضمان از عقود، مبنی بر مسامحه است نه معامله.
5- ضمان عقدی است لازم.
رابطه ضمان در حقوق مدنی و حقوق تجارت
دو موضع مخالف از حیث اصل دانستن نقل ذمه در حقوق تجارت با اصل دانستن ضم ذمه وجود دارد:
1- طبق نظر دسته اول در حقوق ایران اصل، نقل ذمه به ذمه است و این مطلب در ماده 698 مدنی آمده است که این ماده حاکم بر موارد سکوت قوانین خاص مثل قانون تجارت است و باید در حقوق تجارت نیز به این ماده رجوع کرد. اما در مواردی که قوانین خاصی، تضامن یا ضم ذمه به ذمه را پذیرفته اند استثنا محسوب می شود.[xiii]
2- برابر نظر دسته دوم در حقوق تجارت اصل بر ضم ذمه به ذمه یا تضامنی بودن مسؤولیت است و دو سیستم مجزا در حقوق تجارت و حقوق مدنی حاکم است. ( با استناد به ماده403 تجارت)[xiv]
نتیجه این شد که در امور تجاری یک نظر اصل را نقل ذمه و نظر دیگر اصل را ضم ذمه می داند.
8- با استناد به پاره ای از روایات که به نظر قابلیت استدلال ندارد. نقل شده که در زمان رسول خدا شخصی فوت نمود. وقتی پیامبر فهمیدند که این شخص دین دارد حاضر نشدند بر وی نماز بخوانند تا اینکه علی(ع) حاضر شدند از وی ضمانت کنند و دین او را بپردازند. سپس پیامبر(ص)، علی(ع) را به خاطر ضمانت آن شخص دعا فرمودند.
طرفداران نظر اول می گویند ماده 698 چون مقتضای ذات عقد را مورد بررسی قرار داده است پس یک قانون امری است. به بیان دیگر قاعده این است که در ماده 698 آمده است و چون تراضی اشخاص چنانچه بر خلاف قانون امری باشد تاثیری ندارد، اگر در عقد ضمان بین طرفین مقرر گردد که دائن حق رجوع به ضامن و مدیون را مجتمعاً داشته باشد، قرارداد مذکور طبق قانون مدنی باطل است.« استحکام این نظریه به تعریف عقد ضمان و مقتضای ذات آن بر می گردد.»
البته حقوقدانان در تعریف عقد ضمان و مقتضای ذات آن به دو دسته تقسیم می شوند:
1- دسته اول عقیده دارند که ضمانت نوعی حواله است. بنابر تراضی طرفین، ذمه مدیون بری و ذمه ضامن مشغول می گردد و به همین دلیل بعد از قبول ضمانت از جانب ضامن دائن حق رجوع به مدیون را از دست می دهد.
2- دسته دوم اطمینان دائن را هدف از عقد ضمان می دانند؛به همین سبب عقیده دارند که ذمه مدیون اصلی در برابر بستانکار بری نمی شود.وقتی که بستانکار می خواهد به وسیله استفاه از عقد ضمان وثوق و اعتماد بیشتری بر رسیدن به طلب خود داشته باشد و با مشغول ساختن ذمه اشخاص بیشتر بتواند به آنان نیز رجوع کند تا اگر بعضی ناتوان از پرداخت دین باشند یا نتوانند تمام دین را ادا کنند، او به هر حال مجتمعاً یا منفرداً از آنان طلب خود را وصول کند، چگونه ممکن است مدیون اصلی را رها سازد و دیگر حق رجوع به وی را که در پرداخت دین او اولویت دارد از دست بدهد.[1]
بر طبق سخن مزبور نظر طرفداران نقل ذمه با عقیده دسته اول و نظر آنان که اصل را تضامن می دانند با عقیده دسته دوم سازگار است.
نظریه نقل ذمه به ذمه
بر این اساس برخی حقوقدانان معتقدند که قانون مدنی روش اول را برگزیده و نقل ذمه را اعلام داشته است؛ اینان در تأیید نظر خود به مفاد مواد 698 و707 مدنی و البته بعضاً به ماده 699 استناد می کنند.[2]
البته معتقدین به این نظریه ادعا دارند که برابر مفاد قانون مدنی و عرف و عاداتی که بیش از هزار سال جاری بوده است بستانکار فقط حق رجوع به ضامن را دارد و مسلم می دانند که بدین ترتیب اشخاص در حین عقد به این موضوع توجه دارند که ذمه مدیون بری و ذمه ضامن مشغول می گردد. اینان در حقیقت اصل را در حقوق ایران(به طور کلی ) نقل ذمه می داند ولی اظهار می کنند که در قانون تجارت استثنائاتی در حکم مزبور وارد شده است و موارد مذکور در باب دهم قانون تجارت (تحت عنوان ضمانت) را به عنوان استثنا بر قاعده یا اصل حقوقی مورد قبول حقوق ایران می شمارند و نتیجه می گیرند که در خود قانون تجارت در تعریف ضمان که همان نقل ذمه به ذمه است هیچگونه تغییری داده نشده است بلکه چند استثنا بر حکم کلی قائل شده و آن استثنائات این است:
اولاً قانون در بعضی موارد به صراحت دین را تضامنی اعلام کرده است.
ثانیاً قانون این اجازه را داده است که اشخاص بر خلاف ماده698 مدنی، در حین عقد تراضی کنند که بستانکار حق داشته باشد طلب خود را از مدیون و ضامن یا ضامنین، مجتمعاً یا به هر نحو که بخواهد مطالبه کند.[3]
بر این اساس در این نظریه به مفاد مواد 402و 403 قانون تجارت در مقابل مفاد ماده 698 به عنوان استثنا بر قاعده توجه شده است.
در ماده 404 تجارت حکم فوق در موردی که چند نفر به موجب قانون یا قرارداد متضامناً مسؤول انجام تعهد باشند نیز جاری گردیده است.
بعضی دیگر چنین می گویند که قاعده نقل ذمه به ذمه که در ضمان مدنی وجود دارد ناشی از انتقال دین است ولی به واسطه طبع مسائل تجاری قاعده نقل ذمه در قانون تجارت قابل عدول شناخته شده است.
نظریه ضم ذمه به ذمه
در این باره به این مطلب استناد شده است که قاعده مسؤولیت تضامنی در حقوق تجارت که در ضمن مقررات راجه به برات و سفته، چک و شرکت های تضامنی رعایت می شود، به موجب صراحت ماده 403 تجارت و نیز ماده 402، اصل ضم ذمه به ذمه جاری است.[5]
بعضی از مؤلفین جهت اثبات اصل تضامن اینگونه عقیده خود را ابراز می دارند که مقنن بعد از پذیرش اصل تضامن و اعلام آن در موارد مربوط در سایر موارد تجاری مثل آنچه در مواد 23 و 142 و 143[6]و مواد دیگر آن آمده است، اصل مزبور را به کلیه فعالیت های شرکت های تجاری و مدیران آنان سرایت داده است و مخصوصاً در ماده 251 قانون تجارت اصل تضامن را جهت امکان وصول کلیه طلب از شخص ورشکسته اعلام نموده است و اصل مذکور را درباره ورشکستگی هرچند نفری که نسبت به پرداخت دینی واحد دارای مسؤولیت تضامنی باشند، نیز در تبصره ذیل ماده مذکور مرعی می داند. و آنگاه چنین نتیجه می گیرند که اصل تضامن بر خلاف نظر قانون مدنی ،در حقوق تجارت از مسلمات و مقبولات می باشد.[7]
در تأیید نظریه اول (نقل ذمه)گفته می شود : روابط تجارتی و ضرورت سرعت جریان معاملات تجاری مستلزم حفظ حقوق بستانکاران است و این امر الزامات و تضمینات بیشتری را ایجاب می کند و در این باره ضمانت و اشتراک تعهدات بدهکاران و اصل تضامن در معاملات تجارتی اقتضا دارد که اصل تضامن از اهمیت بسزایی برخوردار باشد اما چون قانون تجارت یک قانون استثنایی است ، کلیه مقررات مربوط به روابط حقوقی تجار را نمی تواند در بر بگیرد زیرا از یک طرف برخی از معاملات اگر چه بین بازرگانان انجام می شود ولی برابر قانون جنبه بازرگانی ندارند. به عنوان مثال می توان از معاملات اموال غیر منقول نام برد که مطابق صریح ماده 4 قانون تجارت"معاملات غیر منقول به هیچ وجه تجارتی محسوب نمی شوند."
از طرف دیگر در مواردی که قانون تجارت ساکت است نیز مقررات خاصی پیش بینی نشده است و چون قانون مدنی قانون عام است باید به اصول و قواعدی که در این قانون اعلام شده رجوع نمود. مثلاً در قانون تجارت در مواردی نظیر شرایط اساسی معامله، حق فسخ، خیارات و ... که مطلبی بیان نشده است نظر قانون گذار این بوده است که وجود چنین مقرراتی در قانون مدنی موجب بی نیازی از تکرار آنها در قانون تجارت است و باید به قانون مدنی مراجعه شود. با تاوجه به این امر مهم، قانون مدنی که مادر قوانین خصوصی دیگر است در حقوق تجارت از اهمیت خاصی برخوردار است و در موارد مسائل بی شمار باید به آن قانون که سایر قوانین از آن منشعب است مراجعه نمود.[8]
اما نظریه ای را برخی از حقوقدانان مطرح کرده اند که خوب است مطرح شود. اینان معتقدند که قانون گذار با تصویب مواد 401 تا 411 قانون تجارت، کمبود ها و نارسایی هایی را که در قانون مدنی موجود بوده است ، برطرف کرده است و بنابر این مواد مذکور ناظر به مقررات ضمان عقدی است.
دلیل دیگری که در تأیید این نظریه آمده اینست که اولاً چون در قانون تجارت بهمن 1303 و فروردین 1304 که به صورت موقت به تصویب رسیده بود مبحث خاصی به مقررات راجع به ضمان عقدی اختصاص نیافته بود و از طرف دیگر در موقع تصویب جلد اول قانون مدنی در سال 1307 نیز مقرراتی که در مورد عقد ضمان جامع باشد وضع و تدوین نگردیده بود، قانونگذار در موقع تصویب قانون تجارت در سال 1311 این کمبود را جبران نمود.[12]
به هر حال در نظریه مورد بحث گفته شده است که قوانین مربوط به ضمان عقدی را باید صرفاً مقررات باب دهم قانون تجارت و قوانین دیگری که به طور پراکنده تدریجاً وضع شده اند، دانست و در صورت لزوم باید از اصول کلی مربوط به قرار دادها و ماده10 قانون مدنی استفاده نمود و نیز گفته شده است که با توجه به مواد 402و403و404 قانون تجارت ، نیز با استفاده از روح مواد 699 و723 و ماده10 قانون مزبور باید گفت ضمان تضامنی و همچنین تعهد تضامنی در روابط مدنی و عادی افراد صحیح و معتبر بوده و پذیرفته شده است. زیرا مثلاً مواد 402و403و404 تجارت توجهی به جنبه تجاری بودن موضوع و روابط تجاری به نوع ضمان ندارد.[13]
حال این سؤال مطرح می شود که اگر به نوع ضمان تصریح نشده باشد تا معلوم گردد که منظور طرفین تضامن طولی یا عرضی یا ناقل ذمه است، مقتضای اطلاق چنین قراردادی کدام یک از انواع مذکور است؟
مواد 402و403 تجارت فقط به طرفین این اختیار داده است که نوع ضمانت را تعیین کنند.
قاعدتاً اگر کسی نوعی از ضمان را در حقوق تجارت اصل بداند مقتضای اطلاق عقد را مطابق با اصلی می داند که به وجود آن نظر داده است زیرا در موارد سکوت و نبودن دلیل بر نوعی خاص، نوعی که با اصل مطابق باشد منظور طرفین قرارداد فرض می شود؛ بدین معنی که خود را بی نیاز از ذکر آن دانسته اند.[14]
بررسی ضمان در اسناد تجاری
در قانون تجارت ایران تعریفی از ضمان به چشم نمی خورد.( به نظر می رسد علی رغم آنچه گفته شد اختلاف نظری برای قانونگذاران یا مترجمان قانون فرانسه در نوع ضمان وجود نداشته است.)
در اینباره ماده 249 تجارت اعلام می دارد:« ضامنی که ضمانت برات دهنده یا محال علیه یا ظهرنویس را کرده، فقط با کسی مسؤولیت تضامنی دارد که از او ضمانت کرده است. »اما قانون مدنی در ماده684 ضمان را تعریف کرده است:« عقد ضمان عبارتست از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده گیرد.»[15]
بعضی از نویسندگان در مورد ضمانت در برات گفته اند:« ضمانت عبارتست از تعهد شخص یا اشخاصی که می خواهند پرداخت وجه برات را از امضاکنندگان برات یا غیر صاحبان امضا، در سررسید ضمانت کنند. »
قانون متحدالشکل ژنو مواد 30 تا 32 را در مورد ضمانت در برات تصریح می کند:
ماده30: پرداخت برات ممکن است برای تمام یا قسمتی از مبلغ بوسیله ضامن تضمین شود. این تضمین بوسیله شخص ثالث یا یکی از امضاکنندگان برات به عمل می آید.
ماده31: ضمانت در برات یا در ضمیمه آن می آید. ضمانت بوسیله کلمات «جهت تضمین»[17] یا هر فرمول معادلی بیان می گردد. ضمانت توسط ضامن داده می شود. جز در مورد امضای براتکش یا براتگیر، ضمانت صرفاً با امضای ضامن در روی برات تحقق یافته تلقی می گردد.
باید مشخص شود که ضمانت برای چه شخصی به عمل می آید. درصورت عدم ذکر، فرض بر این است که تضمین برای براتکش داده شده است.
ماده 32: ضامن به همان نحو که مضمون عنه مدیون است، مسؤول خواهد بود.
مسؤولیت ضامن همواره اعتبار دارد ولو تعهدی را که او تضمین نموده است به هر دلیل، غیر از ایراد مربوط به شکل ظاهری [یا مندرجات] سند، باطل باشد.
وقتی که ضامن مبلغ برات را بپردازد، دارای کلیه حقوق ناشی از سند، در مقابل مضمون عنه و دربرابر اشخاصی که نسبت به شخص اخیر در برات مسؤولیت دارند، می گردد.
ضمانت اسناد تجاری در حقوق تطبیقی
در بعضی از کشورها نظیر فرانسه و کشورهای که حقوق خود را در این باره از فرانسه گرفته اند، ضمانت برات عبارت است از اینکه شخص ثالثی تضمین بدهد که برات را در سررسید خواهد پرداخت. این شخص ضمانت دهنده نامیده می شود. این یک تضامن در پرداخت دین است که باید برای کسی که متعهد برات می شود تعیین گردد. امضای ضمانت دهنده برات به طور طبیعی بر علیه خود و به نفع حامل، شکایتی با ماهیت پایاپای را به وجود می آورد.
پی نوشت ها:
25- در این مورد مقررات راجع به خسارت تأخیر تأدیه که طبیعت مدنی دارد مثال این ادعا قرار گرفته است که در فصل سوم باب دهم قانون آیین دادرسی مدنی سابق آمده بود.(مواد719 تا 726) و مورد دیگر بر این مطلب مقررات مربوط به خسارت حاصل از عدم انجام تعهد و مرور زمان است که طبعاً از مقررات مدنی بوده اما مواد727 تا 769 قانون آیین دادرسی مدنی سابق آنرا به تصویب رسانده بود. اما دکتر علیرضا ستوده در کتاب ضمانت در حقوق ایران این سخن را فاقد جنبه استدلالی می دانند، چرا که مثلاً موادی که در باب سوم فصل دهم قانون مذکور آمده ، خود با کلماتی چون دعوی و ... آمده و نشانگر این است که ماهیت این مواد خود مربوط به آیین دادرسی مدنی است.